... تبریک 27 ماهگیت + یه روز برفی سه نفره ...
روزها چه زود میگذره رادینم ...
وتو هنوز برای درک این حرف خیلی راه باید بری ...
اما برای من که از لحظه پیدایشت تو این عالم خاکی هم نفست بودم ، گذشت زمان رو برام خیلی سریع تر میکنه ...
و این وسط من میمونی و کلی خاطره...
خاطراتی که حس ارامش میده به من از به یاد آوریش و غمگینم میکنه از قدر نشناختن گاه و بی گاه بعضی روزهای با تو بودنم رو که صد البته از روی خستگی بوده و نه چیز دیگه ای ...
خاطراتی از جنس انتظار برای تولدت ...
وای که چقدر دلتنگ اون روزهام ...
روز عطر نوزادیت ، روزهای شیرین شش ماهگیت که تازه نشستن یاد گرفته بودی و ما چشم انتظار روزی بودیم که قدم های کوچولوت رو بزاری رو زمین و راه بری ...
اون روز هم اومد و ما به امید اینکه با پاهای کوچولوت بدو بدو کنی روی زمین چشم انتظار موندیم ...
و چشم انتظاری های دیگه که به ارزمون رسیدیم از دیدنشون ...
و حالا هم شیرین زبونی های هر روزت که دل همه رو اب میکنه ...
و چهقدر خوشحالم از اینکه مترجم اختصاصی تو هستم و برای همه حتی بابایی باید یه یری از جملات و کلمه هاتو که فقط خودت و خودم میدونیم معنیهاشونو ترجمه کنم .
..
اما با این وجود دلگیرم از باد که چه را اینقدر زمان رو زود میبره با خودش لحظه های خوش ما رو ...
اما خدا رو شکرکه سالم و سلامت هستی و تا امروز ما رو به آرزوهامون رسوندی ...
تا امروز که وارد 27 ماهگی شدی ...
ورودت به بیست و هفت ماهگی مبارک باشه نفس مامان

ظهر روز جمعه همزمان شد با ماهگرد این ماهت که تصمیم گرفتم تا بریم سمت کوهای اطراف تا یه چند تایی عکس بیندازیم و شما هم برف بازی کنی ...
اونقدر هوا سرد بود که من که به زور چند تا عکس انداختم ...
اما اونقدر از دیدن اونهمه برف خوشحال شده بودی که هر چی میگفتم بریم سرد هوا گریه میکردی 
خیلی گریه کردی اونقدر که همه صورتت خیس شد ...
بعد از ظهر خوبی بود اما خیلی سرد بود ...














دنیای آدم برفی ها دنیای ساده ایست !
اگر برف بیاید هست
اگر برف نیاید نیست
مثل دنیای من !
اگر تو باشی هستم ؛ اگر نباشی ...
پی نوشت ١ :
یعنی من الان اینجوریما
، چون هر جی نوشتم پرید و باید دوباره بنویسم ...
پی نوشت 2 :
یعنی حیف از این وقت من
دلم برای مداد و کاغد میسوزه که این همه ازمون بی محلی میبینن
این دومین بار که پریدن و منم دلم میخواد بپرم رو لب تاب 


پی نوشت 3 :
بعد از یه توقف 40 دقیقه ای برای دادن ناهار به گل پسر ، بلاخره این پست کامل شد
دل نوشت :
خدایـــــــــــــــــــا من زیاد وقت نوشتن ندارم اینقدر منو اذیت نکن و بهم رحم کن
...



... تبریک 27 ماهگیت + یه روز برفی سه نفره ...
